اقسام و مراتب توحید چیست؟


برچسبها : //////
دسته‌بندي : سوالات
تاريخ ارسال : ۲ مهر, ۱۳۸۸ توسط : مرحوم شعنی

اقسام و مراتب توحید چیست؟

پرسش: اقسام و مراتب توحید چیست؟

پاسخ:  محققان اسلامى، مباحث مربوط به توحید را در چهار بخش خلاصه کرده اند که به طور فشرده به آن اشاره مى کنیم:
۱. توحید ذات
مقصود از آن، این است که خداوند وجود یکتایى است، که براى او نظیر و همتایى وجود ندارد، و مثل و همتایى براى او تصور نمى شود.
نه تنها او نظیر و همتا ندارد، بلکه ذات او بسیط مطلق است که براى او جزء و اجزایى وجود ندارد و از چیزى ترکیب نیافته است.
در این قسم به دو نوع توحید اشاره مى شود ۱. او یکى است و همتا ندارد، ۲. او بسیط است جزء و یا اجزاء ندارد.
۲. توحید صفات
خداوند هر چند صفات متعدد دارد مانند عالم و قادر و وحى و…ولى این صفت ها از نظر مفهوم متعدد است ولى از نظر واقعیت و وجود خارجى، هر یک از آنها عین یکدیگر و همگى عین ذات خدا است.
مثلا: علم خدا عین ذات او است و سراسر ذات او را علم تشکیل مى دهد، در عین حال همه ذات او، عین قدرت او است، و آنچنان نیست که واقعیت علم در ذات خدا چیزى، و واقعیت قدرت، چیز دیگرى باشد بلکه هر یک، عین دیگرى و مجموع، عین ذات او است.
براى تقریب ذهن به مثال زیر توجه فرمائید: هر یک از ما، معلوم خدا، و در عین حال مخلوق خدا مى باشیم درست است که مفهوم «معلوم» غیر از مفهوم «مخلوق» است،. ولى در مقام، تطبیق، سراسر وجود ما معلوم، و همچنین سراسر وجود ما مخلوق خدا است نه این که بخشى از ذات ما، معلوم خدا ، و بخش دیگر مخلوق خدا است بلکه تمام وجود ما، هم معلوم و هم مخلوق او است و در مقام مصداق، هر یک عین دیگرى، و مجموع عین ذات ما است.
۳. توحید افعال
در جهان آفرینش به یک رشته علل طبیعى بر مى خوریم که داراى آثار ویژه مى باشند، مانند درخشندگى خورشید، سوزندگى آتش، و برنّدگى شمشیر، همان طور که اصل وجود آن ها مربوط به خدا است، همچنین آثار آنها نیز از جانب خدا است.
این سخن نه به این معنى است که تأثیر علل طبیعى را منکر شویم بلکه با اعتراف به اینکه واقعاً آفتاب فروزندگى، ماه درخشندگى، و آتش سوزندگى دارد، و وجود آنها در تجلى این پدیده ها کاملاً مؤثر مى باشد،ـ با اعتراف به این سخن ـ باید معتقد باشیم که در جهان یک مؤثر مستقل بیش نیست و تأثیر دیگر مؤثرها، در پرتو قدرت و فیض رسانى او صورت مى گیرد، او است که به آفتاب: فروزندگى و به ماه، درخشندگى و به آتش، سوزندگى بخشیده و آنها را توانا ساخته است که یک چنین آثارى از خود نشان بدهند.
۴. توحید در عبادت
عبادت و پرستش از آن خداى جهان است، و هیچ فردى جز خدا، هرچه هم از نظر کمال و شرف و در مقام بالا قرار بگیرد، شایسته عبادت و پرستش نیست.
زیرا خضوع و بندگى در برابر کسى، به خاطر یکى از دو ملاک زیر است و هیچ کدام از این دو ملاک، در غیر خدا وجود ندارد:
۱. معبود از نظر کمال به حدى برسد که از نقص و عیب پیراسته باشد، برترى او ایجاب کند که هر فرد با وجدانى، در برابر آن خضوع نماید، و او را تا حد بندگى پرستش کند.
مثلا موجود نامتناهى، با علم و قدرت بى پایان، و حیات و بینایى و شنوایى نامحدود، وجدان هر انسان بیدارى را تحریک مى کند که در برابر او سر تعظیم فرود آورده، ابراز کوچکى کند.
۲. موجودى را از آن جهت بپرستیم که پدید آرنده ى جهان و انسان، بخشنده ى جسم و جان، دهنده ى نعمت و برکت است، و اگر یک لحظه رشته فیض او گسسته گردد، اثرى از هستى نمى ماند.
انگیزه ى  پرستش کردن  پیامبران و اولیاء پاک خدا، همان جمال و کمال معبود است، آنان بر اثر معرفت برتر و شناسایى عمیق تر، و آشنایى بیشتر، که
با جهان غیب دارند، خدا را از آن نظر مى پرستند که وى داراى کمال نامتناهى، و جمال نامحدود است و از این نظر شایسته تعظیم و پرستش مى باشد، حتى اگر ملاک دوم در کار نبود باز در برابر او به خضوع و بندگى بر مى خاستند، در حالى که دیگران خدا را از آن نظر پرستش مى کنند که او را سرچشمه هستى و دهنده ى قدرت، و عطا کننده ى نعمت و برکت، و کلید جهان هستى را در اختیار او مى دانند.
در هر حال خواه علت عبادت، کمال معبود باشد و یا ملاک دیگر، هر دو جهت مخصوص خدا است و در این قسمت کسى با او شریک نیست و پرستش غیر خدا از نظر عقل و شرع نکوهیده است.
۱. توحید در حکومت
قرآن عنایت خاصى به توحید در حکومت و ولایت دارد و آشکا را مى رساند که حکومت و فرمانروایى از آن خدا است و هیچ کس جز او، نباید بر مردم حکومت و فرمانروایى کند و حکومت دیگران  در صورتى رسمیت خواهد داشت که در ظلّ فرمانروایى و حکومت او صورت پذیرد و از مقام شامخ او سرچشمه بگیرد، و در غیر این صورت، حکومت آنان، حکومت طاغوتى خواهد بود و ارزش قانونى نخواهد داشت.
این که مى گوییم: حکومت حق مختص خدا است نه به این معنى است که او شخصاً باید میان مردم حکومت و فرمانروایى کند تا گفته شود چنین حکومتى امر محال و نشدنى است و شبیه سخن خوارج است که مى گفتند: «حکومت از آن خدا است نه از  آن على و یاران او»،  بلکه مقصود این است که فرمانروایى هر فرد و مقامى باید به اذن و فرمان او صورت بپذیرد، و تا مستند بفرمان  الهى نباشد، ارزشى نخواهد داشت عین این سخن درباره «شفاعت» نیز مطرح مى باشد قرآن به روشنى مى فرماید:
( قُلْ للّهِ الشَّفعَةُ جَمِیعاً ). ( [۱])
«بگو: شفاعت همگى از آن خدا است».
هرگز مقصود این نیست که تنها خدا باید شفاعت کند، زیرا معنى ندارد که خداوند شفاعت نماید بلکه مفاد آیه این است که هیچ شفاعتى بدون اذن او نسبت به شفیع یا مورد شفاعت صورت نمى پذیرد.
۲. توحید در اطاعت
همان طور که حکومت و فرمانروایى فقط از آن خدا است، همچنین جز اطاعت خدا، اطاعت هیچ فردى لازم و واجب نیست، و اگر در مواردى، قرآن، اطاعت گروهى مانند پیامبران و اولیا را واجب کرده است، نه از این نظر است که اطاعت آنها، عین اطاعت خدا است، و به عبارت دیگر:چون خدا، بر اطاعت و پیروى از فرمان آنان را، دستور داده است از این جهت باید از فرمان آنان پیروى نمود و سخن آنان را به جان پذیرفت و در حقیقت در جهان یک مطاع بالذات بیش نداریم و آن خدا است و مطاع بودن افراد دیگر در ظل مطاع بودن خدا مى باشد.
۲. توحید در تقنین
تشریع و قانون گذارى از نظر قرآن، مخصوص خدا است و هیچ کس در
هیچ موردى، حق جعل و وضع قانون ندارد. گروهى از اهل کتاب که قانون گذارى را به دست احبار و راهبان سپرده اند، گام از «دایره ى توحید درتقنین» فراتر نهاده، و در جرگه مشرکان قرار گرفته اند بنابر این، وظیفه ى افراد دیگر مانند پیامبران و پیشوایان معصوم بیان احکام است، و وظیفه فقیهان و مجتهدان عالى مقام، قانون شناسى و برنامه ریزى است، نه تقنین و تشریع حکم.
البته ممکن است «توحید در تقنین» را در بخش «توحید در فعل» وارد سازیم ولى شایسته است، که این قسمت را از آن جدا نماییم زیرا مقصود از توحید در فعل، افعال تکوینى یعنى مربوط به خلقت و آفرینش است در حالى که تقنین یک نوع امر اعتبارى و جعلى است، از این جهت تفکیک این دو از یک دیگر مناسب تر است.( [۲])
[۱] . زمر/۴۴.
[۲] . منشور جاوید، ج۲، ص ۱۹ـ ۲۴.

www.tohid.ir

خدا, این, است،, توحید, عین, حکومت, ذات, وجود, پرستش, هیچ, جهان, اطاعت, دیگر, فرمانروایى, کند, بلکه, کمال, ندارد, نیست, خدا،, باید, سخن, غیر, آنها, مخلوق, علم, صورت, ولى, برابر, براى, مقصود, شفاعت, قانون, جهت, آنان, مانند, سوزندگى, بندگى, مطاع, تقنین, مقام, زیرا, فرمان, معنى, پیامبران, هستى, ملاک, عبادت, خضوع, شایسته, داشت, معبود, همان, طور, واقعیت, ما،, خداوند, ندارد،, قدرت, حال, سراسر, معلوم, مفهوم, مربوط, بخش, همچنین, نمى, قرآن, همتا, نعمت, دهنده, قسمت, مخصوص, تنها, همتایى, سرچشمه, حالى, جمال, پذیرد, کرده, پیروى, گروهى, افراد, تشریع, «توحید, وظیفه, گذارى, قرآن،, واجب, بسیط, نظیر, خواهد, نخواهد, امر, اشاره, اذن, مردم, باشد،, نیز, آتش،, درخشندگى, زیر, دیگرى, آفتاب, اعتراف, تأثیر, آثار, داراى, باشیم, افعال, مقام،, آفرینش, رشته, طبیعى, علل, مؤثر, قدرت،, یکى, صفات, متعدد, نوع, جزء, نامتناهى،, فرد, همگى, بگیرد،, چنین, فیض, بیش, او،, فردى, قرار, مثلا, تعظیم, است که, خدا است, است و, از آن, و در, از نظر, توحید در, حکومت و, آن خدا, است، و, از این, را از, ذات او, و پرستش, عین ذات, در برابر, او است, و هیچ, و فرمانروایى, در جهان, مربوط به, این است, که در, و به, او را, مخلوق خدا, و از, است نه, براى او, خدا است،, او صورت, این سخن, را در, پیامبران و, ۲ توحید, به این, هر یک, فرمانروایى کند, غیر خدا, مخصوص خدا, در غیر, آن نظر, مطاع بودن, خدا را, برابر او, افراد دیگر, مردم حکومت, و حکومت, این دو, عین حال, و وجود, هر فرد, به توحید, ذات خدا, در حکومت, کند که, و بندگى, که حکومت, هیچ کس, یک از, در عین, این قسمت, نیست که, نظر کمال, نیست و, جهان یک, همان طور, مقصود این, بر مى, در مقام, علل طبیعى, طور که, است، همچنین, اعتراف به, مى باشد, با اعتراف, معنى است, نه به, این معنى, مانند پیامبران, که مى, و یا, فرمان آنان, این جهت, خدا مى, خضوع و, ما، معلوم, از فرمان, سراسر وجود, نخواهد داشت, است، نه, عبادت و, این که, وجود ما, هیچ فردى, را به, قانون گذارى, که براى, که او, وجود ندارد, جزء و, حالى که, است، که, است در, پرستش مى, مقصود از, «توحید در, که خداوند, او نظیر, نظیر و, و همتا, نعمت و, در حالى, و اگر, همتا ندارد،, ى نعمت, و همتایى, او بسیط, کمال معبود, دهنده ى, ۱ توحید, در این, این نظر, که به, اشاره مى, نامحدود است, حق مختص, داشت این, حکومت حق, گوییم حکومت, داشت عین, عین این, مى گوییم, که با, او شخصاً, ارزشى نخواهد, شایسته تعظیم, تا گفته, گفته شود, کند تا, میان مردم, سخن درباره, شخصاً باید, نظر شایسته, باید میان, مختص خدا, درباره «شفاعت», غیب دارند،, بود و, و جمال, و ارزش, او به, خواهد بود, طاغوتى خواهد, بندگى بر, باشد قرآن, به خضوع, باز در, ارزش قانونى, کار نبود, نیز مطرح, «شفاعت» نیز, شود چنین, مطرح مى, با جهان, جمال نامحدود, نبود باز, جهان غیب, قانونى نخواهد, در کار, چنین حکومتى, حتى اگر, فرمانروایى هر, فرد و, و مقامى, که فرمانروایى, کمال نامتناهى،, و یاران, یاران او»، , او»،  بلکه, بلکه مقصود, مقامى باید, باشد، حتى, و فرمان, فرمان او, صورت بپذیرد،, بپذیرد، و, اذن و, به اذن, تا مستند, مى باشد،, و تا, باید به, مستند بفرمان , على و, نباشد، ارزشى, شبیه سخن, سخن خوارج, دوم در, و شبیه, نشدنى است, حکومتى امر, امر محال, محال و, و نشدنى, الهى نباشد،, حکومت طاغوتى, نه از , بفرمان  الهى, از  آن, آن على, اگر ملاک, ملاک دوم, خوارج است, مى گفتند, گفتند «حکومت, «حکومت از, تعظیم و, بگیرد، و, شرع نکوهیده, و شرع, و برکت،, کننده ى, نکوهیده است, برکت، و, عقل و, شریک نیست, او شریک, پرستش غیر, خدا از, نظر عقل, است ۱, داراى کمال, قدرت، و, خاصى به, و ولایت, پرستند که, ى قدرت،, و عطا, عطا کننده, حکومت قرآن, قرآن عنایت, عنایت خاصى, که وى, با او, و کلید, هر حال, در هر, حال خواه, خواه علت, علت عبادت،, دانند در, مى دانند, اختیار او, او مى, هستى را, جهان هستى, عبادت، کمال, معبود باشد, کلید جهان, جهت مخصوص, وى داراى, قسمت کسى, کسى با, دو جهت, هر دو, باشد و, یا ملاک, ملاک دیگر،, دیگر، هر, ولایت دارد, و دهنده, فرمانروایى و, ظلّ فرمانروایى, حکومت او, صورت پذیرد, پذیرد و, در ظلّ, داشت که, در صورتى, دیگران  در, صورتى رسمیت, رسمیت خواهد, خواهد داشت, از مقام, دارند، خدا, صورت، حکومت, این صورت،, خاستند، در, مى خاستند،, حکومت آنان،, غیر این, در اختیار, مقام شامخ, شامخ او, او سرچشمه, سرچشمه بگیرد،, حکومت دیگران , که دیگران, قرآن به, هستى و, فرمانروایى از, مى پرستند, سرچشمه هستى, رساند که, مى رساند, دارد و, و آشکا, آشکا را, را مى, کس جز, نظر مى, مى کنند, کنند که, کند و, نظر پرستش, دیگران خدا, بر مردم, نامتناهى، و, جز او،, او، نباید, را سرچشمه, نباید بر, آنان، حکومت, شفاعت نماید, دیگر مانند, ى افراد, و پیشوایان, پیشوایان معصوم, بیان احکام, معصوم بیان, وظیفه ى, این، وظیفه, مشرکان قرار, جرگه مشرکان, قرار گرفته, گرفته اند, بنابر این،, اند بنابر, احکام است،, و وظیفه, برنامه ریزى, و برنامه, ریزى است،, نه تقنین, و تشریع, تقنین و, شناسى و, قانون شناسى, فقیهان و, وظیفه فقیهان, و مجتهدان, مجتهدان عالى, مقام، قانون, عالى مقام،, در جرگه, نهاده، و, گروهى از, ندارد گروهى, از اهل, اهل کتاب, که قانون, کتاب که, قانون ندارد, وضع قانون, هیچ موردى،, در هیچ, موردى، حق, حق جعل, و وضع, جعل و, گذارى را, به دست, «دایره ى, از «دایره, ى توحید, توحید درتقنین», فراتر نهاده،, درتقنین» فراتر, گام از, اند، گام, احبار و, دست احبار, و راهبان, راهبان سپرده, سپرده اند،, تشریع حکم, حکم البته, دو از, تفکیک این, از یک, یک دیگر, مناسب تر, دیگر مناسب, جهت تفکیک, است، از, نوع امر, یک نوع, امر اعتبارى, اعتبارى و, جعلى است،, و جعلى, تر است, است ۲, ۱۹ـ ۲۴, ص ۱۹ـ, ۲۴ www, www tohid, ir , tohid ir, ج۲، ص, جاوید، ج۲،, ۱ زمر, ۲ ۱, زمر ۴۴, ۴۴ ۲, منشور جاوید،, ۲ منشور, تقنین یک, که تقنین, وارد سازیم, فعل» وارد, سازیم ولى, ولى شایسته, که این, شایسته است،, در فعل», بخش «توحید, ممکن است, البته ممکن, است «توحید, در تقنین», در بخش, تقنین» را, قسمت را, آن جدا, یعنى مربوط, تکوینى یعنى, به خلقت, خلقت و, آفرینش است, و آفرینش, افعال تکوینى, فعل، افعال, نماییم زیرا, جدا نماییم, زیرا مقصود, از توحید, در فعل،, کس در, قرآن، مخصوص, مورد شفاعت, یا مورد, شفاعت صورت, صورت نمى, پذیرد ۲, نمى پذیرد, شفیع یا, به شفیع, شفاعتى بدون, هیچ شفاعتى, بدون اذن, اذن او, نسبت به, او نسبت, در اطاعت, اطاعت همان, و واجب, لازم و, واجب نیست،, نیست، و, در مواردى،, اگر در, فردى لازم, اطاعت هیچ, فقط از, فرمانروایى فقط, همچنین جز, جز اطاعت, خدا، اطاعت, اطاعت خدا،, که هیچ, آیه این, شفاعت همگى, «بگو شفاعت, همگى از, خدا است», هرگز مقصود, است» هرگز, ۱ «بگو, جَمِیعاً ۱, مى فرماید, روشنى مى, فرماید قُلْ, قُلْ للّهِ, الشَّفعَةُ جَمِیعاً, للّهِ الشَّفعَةُ, این نیست, که تنها, خداوند شفاعت, ندارد که, بیشتر، که, نماید بلکه, مفاد آیه, بلکه مفاد, معنى ندارد, زیرا معنى, خدا باید, تنها خدا, باید شفاعت, شفاعت کند،, کند، زیرا, مواردى، قرآن،, قرآن، اطاعت, حقیقت در, در حقیقت, یک مطاع, مطاع بالذات, بیش نداریم, بالذات بیش, پذیرفت و, جان پذیرفت, نمود و, پیروى نمود, و سخن, سخن آنان, به جان, آنان را, نداریم و, و آن, تقنین تشریع, در تقنین, تشریع و, و قانون, نظر قرآن،, گذارى از, باشد ۲, بودن خدا, بودن افراد, و مطاع, دیگر در, در ظل, ظل مطاع, آنان پیروى, باید از, که اطاعت, نظر است, اطاعت آنها،, آنها، عین, اطاعت خدا, عین اطاعت, نه از, کرده است،, گروهى مانند, اطاعت گروهى, و اولیا, اولیا را, واجب کرده, را واجب, به عبارت, عبارت دیگر, را، دستور, آنان را،, دستور داده, داده است, جهت باید, است از, پیروى از, و پیروى, چون خدا،, دیگر چون, خدا، بر, بر اطاعت, اطاعت و, به روشنى, و جان،, حال مخلوق, خدا، و, مى باشیم, باشیم درست, که مفهوم, درست است, معلوم خدا،, از ما،, به مثال, ذهن به, مثال زیر, زیر توجه, فرمائید هر, توجه فرمائید, مفهوم «معلوم», «معلوم» غیر, تطبیق، سراسر, مقام، تطبیق،, ما معلوم،, معلوم، و, همچنین سراسر, و همچنین, در مقام،, ولى در, از مفهوم, غیر از, مفهوم «مخلوق», «مخلوق» است،, است، ولى, تقریب ذهن, براى تقریب, که واقعیت, آنچنان نیست, واقعیت علم, علم در, خدا چیزى،, در ذات, و آنچنان, او است،, ذات او،, همه ذات, او، عین, عین قدرت, قدرت او, چیزى، و, و واقعیت, عین دیگرى, یک، عین, دیگرى و, و مجموع،, است براى, مجموع، عین, هر یک،, بلکه هر, قدرت، چیز, واقعیت قدرت،, چیز دیگرى, دیگرى باشد, باشد بلکه, ما مخلوق, نه این, طبیعى بر, رشته علل, مى خوریم, خوریم که, داراى آثار, که داراى, یک رشته, به یک, توحید افعال, ۳ توحید, افعال در, جهان آفرینش, آفرینش به, آثار ویژه, ویژه مى, برنّدگى شمشیر،, و برنّدگى, شمشیر، همان, که اصل, وجود آن, اصل وجود, آتش، و, سوزندگى آتش،, باشند، مانند, مى باشند،, مانند درخشندگى, درخشندگى خورشید،, خورشید، سوزندگى, است ۳, ما است, بخش دیگر, و بخش, دیگر مخلوق, است بلکه, تمام وجود, بلکه تمام, ، و, خدا ،, بخشى از, که بخشى, از ذات, ذات ما،, معلوم خدا, وجود ما،, ما، هم, عین دیگرى،, یک عین, دیگرى، و, و مجموع, ذات ما, مجموع عین, مصداق، هر, مقام مصداق،, معلوم و, هم معلوم, و هم, هم مخلوق, مخلوق او, حال همه, دهد، در, تصور نمى, او تصور, نمى شود, شود نه, تنها او, نه تنها, همتایى براى, مثل و, همتایى وجود, یکتایى است،, وجود ندارد،, ندارد، و, و مثل, ندارد، بلکه, بلکه ذات, ترکیب نیافته, چیزى ترکیب, نیافته است, این قسم, به دو, قسم به, از چیزى, ندارد و, مطلق است, بسیط مطلق, او جزء, و اجزایى, اجزایى وجود, وجود یکتایى, خداوند وجود, اسلامى، مباحث, محققان اسلامى،, مباحث مربوط, توحید را, چهار بخش, در چهار,   محققان, پاسخ  , و مراتب, اقسام و, مراتب توحید, توحید چیست؟, چیست؟ پاسخ, بخش خلاصه, خلاصه کرده, کنیم ۱, مى کنیم, توحید ذات, ذات مقصود, آن، این, از آن،, آن اشاره, به آن, اند که, کرده اند, به طور, طور فشرده, فشرده به, دو نوع, نوع توحید, نظر واقعیت, ولى از, واقعیت و, وجود خارجى،, از آنها, خارجى، هر, است ولى, متعدد است, صفت ها, این صفت, ها از, نظر مفهوم, مفهوم متعدد, آنها عین, عین یکدیگر, سراسر ذات, و سراسر, را علم, علم تشکیل, مى دهد،, تشکیل مى, خدا عین, علم خدا, و همگى, یکدیگر و, همگى عین, است مثلا, مثلا علم, ولى این, ۸۲۳۰ ولى, بسیط است, ۲ او, است جزء, یا اجزاء, ندارد ۲, اجزاء ندارد, ندارد، ۲, یکى است, مى شود, توحید اشاره, شود ۱, ۱ او, او یکى, توحید صفات, صفات خداوند, و قادر, عالم و, قادر و, و وحى, و& ۸۲۳۰, وحى و&, مانند عالم, دارد مانند, هر چند, خداوند هر, چند صفات, صفات متعدد, متعدد دارد, آن ها, ها مربوط, قدرت بى, و قدرت, بى پایان،, پایان، و, حیات و, و حیات, علم و, با علم, پرستش کند, بندگى پرستش, کند مثلا, مثلا موجود, نامتناهى، با, موجود نامتناهى،, و بینایى, بینایى و, تحریک مى, را تحریک, مى کند, او سر, تعظیم فرود, سر تعظیم, بیدارى را, انسان بیدارى, شنوایى نامحدود،, و شنوایى, نامحدود، وجدان, وجدان هر, هر انسان, حد بندگى, تا حد, که از, برسد که, از نقص, نقص و, عیب پیراسته, و عیب, حدى برسد, به حدى, ندارد ۱, خدا وجود, ۱ معبود, معبود از, کمال به, پیراسته باشد،, باشد، برترى, آن خضوع, برابر آن, خضوع نماید،, نماید، و, را تا, و او, وجدانى، در, با وجدانى،, او ایجاب, برترى او, ایجاب کند, که هر, فرد با, فرود آورده،, آورده، ابراز, کردن  پیامبران, پرستش کردن , و اولیاء, اولیاء پاک, خدا، همان, پاک خدا،, ى  پرستش, انگیزه ى , از هستى, اثرى از, هستى نمى, نمى ماند, ماند انگیزه, همان جمال, جمال و, و شناسایى, برتر و, شناسایى عمیق, عمیق تر،, و آشنایى, تر، و, معرفت برتر, اثر معرفت, معبود است،, و کمال, است، آنان, آنان بر, بر اثر, گردد، اثرى, گسسته گردد،, که پدید, بپرستیم که, پدید آرنده, آرنده ى, جهان و, ى جهان, جهت بپرستیم, آن جهت, کوچکى کند, ابراز کوچکى, کند ۲, ۲ موجودى, موجودى را, و انسان،, انسان، بخشنده, یک لحظه, اگر یک, لحظه رشته, رشته فیض, او گسسته, فیض او, برکت است،, و برکت, ى جسم, بخشنده ى, جسم و, پرسش اقسام, جان، دهنده, ملاک، در, دو ملاک،, سخن ـ, باشد،ـ با, ـ باید, باید معتقد, باشیم که, معتقد باشیم, مى باشد،ـ, مؤثر مى, این پدیده, تجلى این, پدیده ها, ها کاملاً, کاملاً مؤثر, یک مؤثر, مؤثر مستقل, قدرت و, پرتو قدرت, و فیض, فیض رسانى, صورت مى, رسانى او, در پرتو, مؤثرها، در, بیش نیست, مستقل بیش, و تأثیر, تأثیر دیگر, دیگر مؤثرها،, در تجلى, آنها در, سخن نه, است این, که تأثیر, تأثیر علل, را منکر, طبیعى را, جانب خدا, از جانب, همچنین آثار, به خدا, آثار آنها, آنها نیز, نیز از, منکر شویم, شویم بلکه, و آتش, درخشندگى، و, آتش سوزندگى, سوزندگى دارد،, وجود آنها, دارد، و, ماه درخشندگى،, فروزندگى، ماه, به اینکه, بلکه با, اینکه واقعاً, واقعاً آفتاب, آفتاب فروزندگى،, مى گیرد،, گیرد، او, مقام بالا, شرف و, بالا قرار, قرار بگیرد،, شایسته عبادت, بگیرد، شایسته, و شرف, کمال و, جز خدا،, فردى جز, خدا، هرچه, هرچه هم, هم از, پرستش نیست, نیست زیرا, دو ملاک, از دو, ملاک زیر, زیر است, کدام از, هیچ کدام, یکى از, خاطر یکى, بندگى در, زیرا خضوع, برابر کسى،, کسى، به, به خاطر, جهان است،, خداى جهان, سوزندگى بخشیده, آتش، سوزندگى, بخشیده و, و آنها, را توانا, آنها را, به آتش،, درخشندگى و, آفتاب فروزندگى, به آفتاب, فروزندگى و, به ماه،, ماه، درخشندگى, توانا ساخته, ساخته است, ۴ توحید, بدهند ۴, در عبادت, عبادت عبادت, آن خداى, پرستش از, نشان بدهند, خود نشان, یک چنین, که یک, چنین آثارى, آثارى از, از خود, آشنایى بیشتر،, حکومت و فرمانروایى, از آن خدا, را از آن, خدا است و, خدا است نه, آن خدا است, است و هیچ, این است که, در حالى که, که حکومت و, و همتا ندارد،, او نظیر و, و هیچ کس, او است و, خضوع و بندگى, در عین حال, توحید در حکومت, در برابر او, هر یک از, مخصوص خدا است, عین ذات او, مردم حکومت و, معنى است که, با اعتراف به, و در مقام, است و در, این معنى است, به این معنى, همان طور که, خدا است، همچنین, نه به این, ۲ توحید در, مخلوق خدا است, عبادت و پرستش, و فرمانروایى کند, که براى او, از این جهت, از فرمان آنان, در جهان یک, سراسر وجود ما, مانند پیامبران و, از نظر کمال, ذات او است, از این نظر, از آن نظر, ى نعمت و, خدا را از, حکومت حق مختص, حق مختص خدا, مختص خدا است, که او شخصاً, است که او, است نه به, گوییم حکومت حق, که مى گوییم, قانونى نخواهد داشت, ارزش قانونى نخواهد, نخواهد داشت این, داشت این که, این که مى, مى گوییم حکومت, شخصاً باید میان, چنین حکومتى امر, شود چنین حکومتى, گفته شود چنین, حکومتى امر محال, امر محال و, که با جهان, با جهان غیب, تا گفته شود, جهان غیب دارند،, باید میان مردم, و ارزش قانونى, میان مردم حکومت, غیب دارند، خدا, کند تا گفته, فرمانروایى کند تا, او شخصاً باید, خواهد بود و, حکومت او صورت, و حکومت او, فرمانروایى و حکومت, او صورت پذیرد, صورت پذیرد و, و از مقام, پذیرد و از, ظلّ فرمانروایى و, در ظلّ فرمانروایى, صورتى رسمیت خواهد, در صورتى رسمیت, رسمیت خواهد داشت, خواهد داشت که, که در ظلّ, داشت که در, از مقام شامخ, مقام شامخ او, حکومت آنان، حکومت, صورت، حکومت آنان،, این صورت، حکومت, آنان، حکومت طاغوتى, حکومت طاغوتى خواهد, بیشتر، که با, طاغوتى خواهد بود, غیر این صورت،, دارند، خدا را, او سرچشمه بگیرد،, شامخ او سرچشمه, سرچشمه بگیرد، و, بگیرد، و در, در غیر این, و در غیر, بود و ارزش, محال و نشدنى, و شناسایى عمیق, شناسایى عمیق تر،, بفرمان  الهى نباشد،, برتر و شناسایى, معرفت برتر و, نباشد، ارزشى نخواهد, الهى نباشد، ارزشى, مستند بفرمان  الهى, تا مستند بفرمان , فرمان او صورت, و فرمان او, عمیق تر، و, او صورت بپذیرد،, صورت بپذیرد، و, و تا مستند, بپذیرد، و تا, ارزشى نخواهد داشت, نخواهد داشت عین, باشد قرآن به, مى باشد قرآن, مطرح مى باشد, قرآن به روشنى, به روشنى مى, بر اثر معرفت, روشنى مى فرماید, اثر معرفت برتر, نیز مطرح مى, عین این سخن, داشت عین این, این سخن درباره, سخن درباره «شفاعت», «شفاعت» نیز مطرح, درباره «شفاعت» نیز, اذن و فرمان, به اذن و, «حکومت از آن, گفتند «حکومت از, مى گفتند «حکومت, است نه از , نه از  آن, آن على و, از  آن على, که مى گفتند, است که مى, است و شبیه, نشدنى است و, و نشدنى است, و شبیه سخن, شبیه سخن خوارج, خوارج است که, سخن خوارج است, على و یاران, آشنایى بیشتر، که, هر فرد و, فرمانروایى هر فرد, که فرمانروایى هر, فرد و مقامى, و مقامى باید, باید به اذن, مقامى باید به, تر، و آشنایى, و آشنایى بیشتر،, یاران او»،  بلکه, و یاران او»، , او»،  بلکه مقصود, بلکه مقصود این, است که فرمانروایى, مقصود این است, دیگران  در صورتى, و حکومت دیگران , و کلید جهان, برکت، و کلید, و برکت، و, کلید جهان هستى, جهان هستى را, را در اختیار, هستى را در, نعمت و برکت،, کننده ى نعمت, دهنده ى قدرت،, و دهنده ى, هستى و دهنده, ى قدرت، و, قدرت، و عطا, عطا کننده ى, و عطا کننده, در اختیار او, اختیار او مى, معبود باشد و, کمال معبود باشد, عبادت، کمال معبود, باشد و یا, و یا ملاک, ملاک دیگر، هر, یا ملاک دیگر،, علت عبادت، کمال, خواه علت عبادت،, مى دانند در, او مى دانند, دانند در هر, در هر حال, حال خواه علت, هر حال خواه, سرچشمه هستى و, را سرچشمه هستى, و پرستش مى, باز در برابر, نبود باز در, برابر او به, او به خضوع, و بندگى بر, به خضوع و, کار نبود باز, در کار نبود, پرستش مى باشد،, باشد، حتى اگر, حتى اگر ملاک, اگر ملاک دوم, دوم در کار, ملاک دوم در, بندگى بر مى, بر مى خاستند،, پرستش مى کنند, نظر پرستش مى, آن نظر پرستش, مى کنند که, کنند که او, او را سرچشمه, که او را, دیگران خدا را, نظر شایسته تعظیم, خاستند، در حالى, مى خاستند، در, تعظیم و پرستش, شایسته تعظیم و, که دیگران خدا, حالى که دیگران, دیگر، هر دو, هر دو جهت, مى فرماید قُلْ, جمال نامحدود است, رساند که حکومت, و جمال نامحدود, نامتناهى، و جمال, و فرمانروایى از, کمال نامتناهى، و, مى رساند که, نامحدود است و, ولایت دارد و, و ولایت دارد, دارد و آشکا, و آشکا را, را مى رساند, آشکا را مى, فرمانروایى از آن, داراى کمال نامتناهى،, نظر مى پرستند, بر مردم حکومت, مى پرستند که, آن نظر مى, فرمانروایى کند و, مى باشد، حتى, کند و حکومت, نباید بر مردم, او، نباید بر, که وى داراى, وى داراى کمال, هیچ کس جز, کس جز او،, پرستند که وى, جز او، نباید, حکومت و ولایت, در حکومت و, شریک نیست و, او شریک نیست, با او شریک, نیست و پرستش, و پرستش غیر, غیر خدا از, پرستش غیر خدا, کسى با او, قسمت کسى با, جهت مخصوص خدا, دو جهت مخصوص, این نظر شایسته, و در این, این قسمت کسى, در این قسمت, خدا از نظر, از نظر عقل, قرآن عنایت خاصى, و از این, حکومت قرآن عنایت, است و از, عنایت خاصى به, به توحید در, خاصى به توحید, در حکومت قرآن, ۱ توحید در, عقل و شرع, نظر عقل و, و شرع نکوهیده, شرع نکوهیده است, است ۱ توحید, نکوهیده است ۱, حکومت دیگران  در, آن خدا است», ى افراد دیگر, وظیفه ى افراد, این، وظیفه ى, افراد دیگر مانند, دیگر مانند پیامبران, پیشوایان معصوم بیان, و پیشوایان معصوم, پیامبران و پیشوایان, بنابر این، وظیفه, اند بنابر این،, در جرگه مشرکان, و در جرگه, نهاده، و در, جرگه مشرکان قرار, مشرکان قرار گرفته, گرفته اند بنابر, قرار گرفته اند, معصوم بیان احکام, بیان احکام است،, و برنامه ریزى, شناسى و برنامه, قانون شناسى و, برنامه ریزى است،, ریزى است، نه, تقنین و تشریع, نه تقنین و, است، نه تقنین, مقام، قانون شناسى, عالى مقام، قانون, و وظیفه فقیهان, است، و وظیفه, احکام است، و, وظیفه فقیهان و, فقیهان و مجتهدان, مجتهدان عالى مقام،, و مجتهدان عالى, فراتر نهاده، و, درتقنین» فراتر نهاده،, جعل و وضع, حق جعل و, موردى، حق جعل, و وضع قانون, وضع قانون ندارد, گروهى از اهل, ندارد گروهى از, قانون ندارد گروهى, هیچ موردى، حق, در هیچ موردى،, از نظر قرآن،, گذارى از نظر, قانون گذارى از, نظر قرآن، مخصوص, قرآن، مخصوص خدا, کس در هیچ, هیچ کس در, از اهل کتاب, اهل کتاب که, اند، گام از, سپرده اند، گام, راهبان سپرده اند،, گام از «دایره, از «دایره ى, توحید درتقنین» فراتر, ى توحید درتقنین», «دایره ى توحید, و راهبان سپرده, احبار و راهبان, قانون گذارى را, که قانون گذارى, کتاب که قانون, گذارى را به, را به دست, دست احبار و, به دست احبار, و تشریع حکم, تشریع حکم البته, جعلى است، از, و جعلى است،, اعتبارى و جعلى, است، از این, این جهت تفکیک, این دو از, تفکیک این دو, جهت تفکیک این, امر اعتبارى و, نوع امر اعتبارى, است در حالى, آفرینش است در, و آفرینش است, حالى که تقنین, که تقنین یک, یک نوع امر, تقنین یک نوع, دو از یک, از یک دیگر, جاوید، ج۲، ص, منشور جاوید، ج۲،, ۲ منشور جاوید،, ج۲، ص ۱۹ـ, ص ۱۹ـ ۲۴, www tohid ir, 24 www tohid, 19ـ ۲۴ www, 44 2 منشور, زمر ۴۴ ۲, مناسب تر است, دیگر مناسب تر, یک دیگر مناسب, تر است ۲, است ۲ ۱, ۱ زمر ۴۴, ۲ ۱ زمر, خلقت و آفرینش, به خلقت و, در فعل» وارد, «توحید در فعل», بخش «توحید در, فعل» وارد سازیم, وارد سازیم ولى, شایسته است، که, ولى شایسته است،, سازیم ولى شایسته, در بخش «توحید, را در بخش, ممکن است «توحید, البته ممکن است, حکم البته ممکن, است «توحید در, «توحید در تقنین», تقنین» را در, در تقنین» را, است، که این, که این قسمت, فعل، افعال تکوینى, در فعل، افعال, توحید در فعل،, افعال تکوینى یعنى, تکوینى یعنى مربوط, مربوط به خلقت, یعنى مربوط به, از توحید در, مقصود از توحید, از آن جدا, قسمت را از, این قسمت را, آن جدا نماییم, جدا نماییم زیرا, زیرا مقصود از, نماییم زیرا مقصود, و قانون گذارى, تشریع و قانون, در اطاعت همان, توحید در اطاعت, پذیرد ۲ توحید, اطاعت همان طور, طور که حکومت, فقط از آن, فرمانروایى فقط از, و فرمانروایى فقط, نمى پذیرد ۲, صورت نمى پذیرد, به شفیع یا, نسبت به شفیع, او نسبت به, شفیع یا مورد, یا مورد شفاعت, شفاعت صورت نمى, مورد شفاعت صورت, آن خدا است،, است، همچنین جز, و اگر در, نیست، و اگر, واجب نیست، و, اگر در مواردى،, در مواردى، قرآن،, اطاعت گروهى مانند, قرآن، اطاعت گروهى, مواردى، قرآن، اطاعت, و واجب نیست،, لازم و واجب, اطاعت خدا، اطاعت, جز اطاعت خدا،, همچنین جز اطاعت, خدا، اطاعت هیچ, اطاعت هیچ فردى, فردى لازم و, هیچ فردى لازم, اذن او نسبت, بدون اذن او, هرگز مقصود این, است» هرگز مقصود, خدا است» هرگز, مقصود این نیست, این نیست که, تنها خدا باید, که تنها خدا, نیست که تنها, آنان بر اثر, همگى از آن, الشَّفعَةُ جَمِیعاً ۱, للّهِ الشَّفعَةُ جَمِیعاً, قُلْ للّهِ الشَّفعَةُ, جَمِیعاً ۱ «بگو, ۱ «بگو شفاعت, شفاعت همگى از, «بگو شفاعت همگى, خدا باید شفاعت, باید شفاعت کند،, آیه این است, مفاد آیه این, بلکه مفاد آیه, است که هیچ, که هیچ شفاعتى, شفاعتى بدون اذن, هیچ شفاعتى بدون, نماید بلکه مفاد, شفاعت نماید بلکه, زیرا معنى ندارد, کند، زیرا معنى, شفاعت کند، زیرا, معنى ندارد که, ندارد که خداوند, خداوند شفاعت نماید, که خداوند شفاعت, گروهى مانند پیامبران, پیامبران و اولیا, در حقیقت در, و در حقیقت, پذیرفت و در, حقیقت در جهان, جهان یک مطاع, بالذات بیش نداریم, مطاع بالذات بیش, یک مطاع بالذات, جان پذیرفت و, به جان پذیرفت, نمود و سخن, پیروى نمود و, آنان پیروى نمود, و سخن آنان, سخن آنان را, را به جان, آنان را به, بیش نداریم و, نداریم و آن, خدا مى باشد, بودن خدا مى, مطاع بودن خدا, مى باشد ۲, باشد ۲ توحید, تقنین تشریع و, در تقنین تشریع, توحید در تقنین, ظل مطاع بودن, در ظل مطاع, و مطاع بودن, است و مطاع, و آن خدا, مطاع بودن افراد, بودن افراد دیگر, دیگر در ظل, افراد دیگر در, فرمان آنان پیروى, باید از فرمان, اطاعت آنها، عین, که اطاعت آنها،, است که اطاعت, آنها، عین اطاعت, عین اطاعت خدا, است، و به, خدا است، و, اطاعت خدا است،, نظر است که, این نظر است, را واجب کرده, اولیا را واجب, و اولیا را, واجب کرده است،, کرده است، نه, نه از این, است، نه از, و به عبارت, به عبارت دیگر, دستور داده است, را، دستور داده, آنان را، دستور, داده است از, است از این, جهت باید از, این جهت باید, فرمان آنان را،, پیروى از فرمان, چون خدا، بر, دیگر چون خدا،, عبارت دیگر چون, خدا، بر اطاعت, بر اطاعت و, و پیروى از, اطاعت و پیروى, فرماید قُلْ للّهِ, ماند انگیزه ى , براى تقریب ذهن, است براى تقریب, او است براى, تقریب ذهن به, ذهن به مثال, زیر توجه فرمائید, مثال زیر توجه, به مثال زیر, مجموع، عین ذات, و مجموع، عین, بلکه هر یک،, باشد بلکه هر, دیگرى باشد بلکه, هر یک، عین, یک، عین دیگرى, دیگرى و مجموع،, عین دیگرى و, توجه فرمائید هر, فرمائید هر یک, باشیم درست است, مى باشیم درست, خدا مى باشیم, درست است که, است که مفهوم, مفهوم «معلوم» غیر, که مفهوم «معلوم», مخلوق خدا مى, حال مخلوق خدا, ما، معلوم خدا،, از ما، معلوم, یک از ما،, معلوم خدا، و, خدا، و در, عین حال مخلوق, و در عین, چیز دیگرى باشد, قدرت، چیز دیگرى, تشکیل مى دهد،, علم تشکیل مى, را علم تشکیل, مى دهد، در, دهد، در عین, همه ذات او،, حال همه ذات, عین حال همه, او را علم, ذات او را, علم خدا عین, مثلا علم خدا, است مثلا علم, خدا عین ذات, است و سراسر, سراسر ذات او, و سراسر ذات, ذات او، عین, او، عین قدرت, ذات خدا چیزى،, در ذات خدا, علم در ذات, خدا چیزى، و, چیزى، و واقعیت, واقعیت قدرت، چیز, و واقعیت قدرت،, واقعیت علم در, که واقعیت علم, او است، و, قدرت او است،, عین قدرت او, است، و آنچنان, و آنچنان نیست, نیست که واقعیت, آنچنان نیست که, «معلوم» غیر از, غیر از مفهوم, مجموع عین ذات, و مجموع عین, دیگرى، و مجموع, عین ذات ما, ذات ما است, ۳ توحید افعال, است ۳ توحید, ما است ۳, عین دیگرى، و, یک عین دیگرى،, مخلوق او است, هم مخلوق او, و هم مخلوق, در مقام مصداق،, مقام مصداق، هر, هر یک عین, مصداق، هر یک, توحید افعال در, افعال در جهان, که داراى آثار, خوریم که داراى, مى خوریم که, داراى آثار ویژه, آثار ویژه مى, مى باشند، مانند, ویژه مى باشند،, بر مى خوریم, طبیعى بر مى, آفرینش به یک, جهان آفرینش به, در جهان آفرینش, به یک رشته, یک رشته علل, علل طبیعى بر, رشته علل طبیعى, معلوم و هم, هم معلوم و, و همچنین سراسر, معلوم، و همچنین, ما معلوم، و, همچنین سراسر وجود, وجود ما مخلوق, نه این که, است نه این, ما مخلوق خدا, وجود ما معلوم،, تطبیق، سراسر وجود, «مخلوق» است، ولى, مفهوم «مخلوق» است،, از مفهوم «مخلوق», است، ولى در, ولى در مقام،, مقام، تطبیق، سراسر, در مقام، تطبیق،, این که بخشى, که بخشى از, است بلکه تمام, خدا است بلکه, دیگر مخلوق خدا, بلکه تمام وجود, تمام وجود ما،, ما، هم معلوم, وجود ما، هم, بخش دیگر مخلوق, و بخش دیگر, ذات ما، معلوم, از ذات ما،, بخشى از ذات, ما، معلوم خدا, معلوم خدا ،, ، و بخش, خدا ، و, خدا است مثلا, ذات خدا است, مثل و همتایى, و مثل و, ندارد، و مثل, و همتایى براى, همتایى براى او, تصور نمى شود, او تصور نمى, براى او تصور, وجود ندارد، و, همتایى وجود ندارد،, یکتایى است، که, وجود یکتایى است،, خداوند وجود یکتایى, است، که براى, براى او نظیر, و همتایى وجود, نظیر و همتایى, نمى شود نه, شود نه تنها, براى او جزء, است که براى, مطلق است که, او جزء و, جزء و اجزایى, اجزایى وجود ندارد, و اجزایى وجود, بسیط مطلق است, او بسیط مطلق, نظیر و همتا, تنها او نظیر, نه تنها او, همتا ندارد، بلکه, ندارد، بلکه ذات, ذات او بسیط, بلکه ذات او, که خداوند وجود, است که خداوند, به توحید را, مربوط به توحید, مباحث مربوط به, توحید را در, را در چهار, بخش خلاصه کرده, چهار بخش خلاصه, در چهار بخش, اسلامى، مباحث مربوط, محققان اسلامى، مباحث, مراتب توحید چیست؟, و مراتب توحید, اقسام و مراتب, توحید چیست؟ پاسخ, چیست؟ پاسخ  ,   محققان اسلامى،, پاسخ   محققان, خلاصه کرده اند, کرده اند که, توحید ذات مقصود, ۱ توحید ذات, کنیم ۱ توحید, ذات مقصود از, مقصود از آن،, آن، این است, از آن، این, مى کنیم ۱, اشاره مى کنیم, به طور فشرده, که به طور, اند که به, طور فشرده به, فشرده به آن, آن اشاره مى, به آن اشاره, وجود ندارد و, ندارد و از, ولى این صفت, ۸۲۳۰ ولى این, و& ۸۲۳۰ ولى, این صفت ها, صفت ها از, نظر مفهوم متعدد, از نظر مفهوم, ها از نظر, وحى و& ۸۲۳۰, و وحى و&, دارد مانند عالم, متعدد دارد مانند, صفات متعدد دارد, مانند عالم و, عالم و قادر, قادر و وحى, و قادر و, مفهوم متعدد است, متعدد است ولى, عین یکدیگر و, آنها عین یکدیگر, از آنها عین, یکدیگر و همگى, و همگى عین, عین ذات خدا, همگى عین ذات, یک از آنها, خارجى، هر یک, از نظر واقعیت, ولى از نظر, است ولى از, نظر واقعیت و, واقعیت و وجود, وجود خارجى، هر, و وجود خارجى،, چند صفات متعدد, هر چند صفات, نوع توحید اشاره, دو نوع توحید, به دو نوع, توحید اشاره مى, اشاره مى شود, ۱ او یکى, شود ۱ او, مى شود ۱, قسم به دو, این قسم به, چیزى ترکیب نیافته, از چیزى ترکیب, و از چیزى, ترکیب نیافته است, نیافته است در, در این قسم, است در این, او یکى است, یکى است و, ندارد ۲ توحید, اجزاء ندارد ۲, یا اجزاء ندارد, ۲ توحید صفات, توحید صفات خداوند, خداوند هر چند, صفات خداوند هر, و یا اجزاء, جزء و یا, ندارد، ۲ او, همتا ندارد، ۲, است و همتا, ۲ او بسیط, او بسیط است, است جزء و, بسیط است جزء, باشند، مانند درخشندگى, مانند درخشندگى خورشید،, در برابر آن, وجدانى، در برابر, با وجدانى، در, برابر آن خضوع, آن خضوع نماید،, و او را, نماید، و او, خضوع نماید، و, فرد با وجدانى،, هر فرد با, برترى او ایجاب, باشد، برترى او, پیراسته باشد، برترى, او ایجاب کند, ایجاب کند که, که هر فرد, کند که هر, او را تا, را تا حد, قدرت بى پایان،, و قدرت بى, علم و قدرت, بى پایان، و, پایان، و حیات, حیات و بینایى, و حیات و, با علم و, نامتناهى، با علم, بندگى پرستش کند, حد بندگى پرستش, تا حد بندگى, پرستش کند مثلا, کند مثلا موجود, موجود نامتناهى، با, مثلا موجود نامتناهى،, عیب پیراسته باشد،, و عیب پیراسته, ملاک زیر است, دو ملاک زیر, از دو ملاک, زیر است و, و هیچ کدام, از این دو, کدام از این, هیچ کدام از, یکى از دو, خاطر یکى از, بندگى در برابر, و بندگى در, زیرا خضوع و, در برابر کسى،, برابر کسى، به, به خاطر یکى, کسى، به خاطر, این دو ملاک،, دو ملاک، در, حدى برسد که, به حدى برسد, کمال به حدى, برسد که از, که از نقص, نقص و عیب, از نقص و, نظر کمال به, معبود از نظر, غیر خدا وجود, در غیر خدا, ملاک، در غیر, خدا وجود ندارد, وجود ندارد ۱, ۱ معبود از, ندارد ۱ معبود, و بینایى و, بینایى و شنوایى, رشته فیض او, لحظه رشته فیض, یک لحظه رشته, فیض او گسسته, او گسسته گردد،, اثرى از هستى, گردد، اثرى از, گسسته گردد، اثرى, اگر یک لحظه, و اگر یک, دهنده ى نعمت, جان، دهنده ى, و جان، دهنده, نعمت و برکت, و برکت است،, است، و اگر, برکت است، و, از هستى نمى, هستى نمى ماند, همان جمال و, خدا، همان جمال, پاک خدا، همان, جمال و کمال, و کمال معبود, معبود است، آنان, کمال معبود است،, اولیاء پاک خدا،, و اولیاء پاک, انگیزه ى  پرستش, پرسش اقسام و, نمى ماند انگیزه, ى  پرستش کردن , پرستش کردن  پیامبران, پیامبران و اولیاء, کردن  پیامبران و, جسم و جان،, ى جسم و, که در برابر, کند که در, مى کند که, برابر او سر, او سر تعظیم, فرود آورده، ابراز, تعظیم فرود آورده،, سر تعظیم فرود, تحریک مى کند, را تحریک مى, نامحدود، وجدان هر, شنوایى نامحدود، وجدان, و شنوایى نامحدود،, وجدان هر انسان, هر انسان بیدارى, بیدارى را تحریک, انسان بیدارى را, آورده، ابراز کوچکى, ابراز کوچکى کند, ى جهان و, آرنده ى جهان, پدید آرنده ى, جهان و انسان،, و انسان، بخشنده, بخشنده ى جسم, انسان، بخشنده ى, که پدید آرنده, بپرستیم که پدید, ۲ موجودى را, کند ۲ موجودى, کوچکى کند ۲, موجودى را از, از آن جهت, جهت بپرستیم که, آن جهت بپرستیم, نیست زیرا خضوع, پرستش نیست زیرا, وجود آنها در, و وجود آنها, دارد، و وجود, آنها در تجلى, در تجلى این, پدیده ها کاملاً, این پدیده ها, تجلى این پدیده, سوزندگى دارد، و, آتش سوزندگى دارد،, آفتاب فروزندگى، ماه, واقعاً آفتاب فروزندگى،, اینکه واقعاً آفتاب, فروزندگى، ماه درخشندگى،, ماه درخشندگى، و, و آتش سوزندگى, درخشندگى، و آتش, ها کاملاً مؤثر, کاملاً مؤثر مى, که در جهان, باشیم که در, معتقد باشیم که, جهان یک مؤثر, یک مؤثر مستقل, مستقل بیش نیست, مؤثر مستقل بیش, باید معتقد باشیم, ـ باید معتقد, باشد،ـ با اعتراف, مى باشد،ـ با, مؤثر مى باشد،ـ, اعتراف به این, به این سخن, سخن ـ باید, این سخن ـ, به اینکه واقعاً, اعتراف به اینکه, آن ها مربوط, وجود آن ها, اصل وجود آن, ها مربوط به, مربوط به خدا, همچنین آثار آنها, است، همچنین آثار, به خدا است،, که اصل وجود, طور که اصل, سوزندگى آتش، و, خورشید، سوزندگى آتش،, درخشندگى خورشید، سوزندگى, آتش، و برنّدگى, و برنّدگى شمشیر،, شمشیر، همان طور, برنّدگى شمشیر، همان, آثار آنها نیز, آنها نیز از, طبیعى را منکر, علل طبیعى را, تأثیر علل طبیعى, را منکر شویم, منکر شویم بلکه, بلکه با اعتراف, شویم بلکه با, که تأثیر علل, است که تأثیر, جانب خدا است, از جانب خدا, نیز از جانب, خدا است این, است این سخن, سخن نه به, این سخن نه, بیش نیست و, نیست و تأثیر, پرستش از آن, و پرستش از, عبادت عبادت و, از آن خداى, آن خداى جهان, است، و هیچ, جهان است، و, خداى جهان است،, در عبادت عبادت, توحید در عبادت, از خود نشان, آثارى از خود, چنین آثارى از, خود نشان بدهند, نشان بدهند ۴, ۴ توحید در, بدهند ۴ توحید, و هیچ فردى, هیچ فردى جز, بالا قرار بگیرد،, مقام بالا قرار, در مقام بالا, قرار بگیرد، شایسته, بگیرد، شایسته عبادت, و پرستش نیست, شایسته عبادت و, شرف و در, و شرف و, خدا، هرچه هم, جز خدا، هرچه, فردى جز خدا،, هرچه هم از, هم از نظر, کمال و شرف, نظر کمال و, یک چنین آثارى, که یک چنین, صورت مى گیرد،, او صورت مى, رسانى او صورت, مى گیرد، او, گیرد، او است, که به آفتاب, است که به, او است که, فیض رسانى او, و فیض رسانى, دیگر مؤثرها، در, تأثیر دیگر مؤثرها،, و تأثیر دیگر, مؤثرها، در پرتو, در پرتو قدرت, قدرت و فیض, پرتو قدرت و, به آفتاب فروزندگى, آفتاب فروزندگى و, آنها را توانا, و آنها را, بخشیده و آنها, را توانا ساخته, توانا ساخته است, است که یک, ساخته است که, سوزندگى بخشیده و, آتش، سوزندگى بخشیده, به ماه، درخشندگى, و به ماه،, فروزندگى و به, ماه، درخشندگى و, درخشندگى و به, به آتش، سوزندگى, و به آتش،, است، آنان بر
0
0
  

نمايه ها: > > > > >
۱ منصوری می‌گه: ۲۰ بهمن, ۱۳۹۰ در ۷:۰۶ ب.ظ

باعرض سلام
لطفاً نقش توحید را در زندگی بشر بیان کنید
ما اگر معتقد به توحید باشیم یا نباشیم چه نقشی در زندگی ما دارد؟