مقصود از صفات جلال و جمال خداوند چیست؟


برچسبها : //////
دسته‌بندي : سوالات
تاريخ ارسال : ۱ مهر, ۱۳۸۸ توسط : مرحوم شعنی

مقصود از صفات جلال و جمال خداوند چیست؟

مقصود از صفات جلال و جمال خداوند چیست؟

پاسخ:یکى از تقسیم هاى رایج در صفات خدا، تقسیم آن  به صفات جمال و جلال است; مقصود از صفات جمال، صفاتى است که از کمالات موجود در مرحله ذات حکایت مى کنند، مانند عالم، قادر، حى; و مقصود از صفات جلال، صفاتى است که از تنزیه ذات از نقایص گزارش مى دهد; در حقیقت صفات جمال، نشانه کمال و زیبایى است، و صفات جلال نشانه برتر بودن خدا از اتصاف به کاستى است و شاید این دو اصطلاح از آیه مبارکه( تَبارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِى الجَلالِ وََالإِکْرَامِ )( [۱])گرفته شده است.
مشهور این است که: صفات جمال (ثبوتى) خدا، هشت تا است و آنها عبارتند از علم و قدرت و حیات، سمع و بصر، تکلم، غنا و صدق( [۲])
و صفات سلبى خدا هفت تا است و آنها عبارتند از پیراستگى از جسم و جوهر، عرض، مرئى، متحیز، حالّ در غیر، و متحد با چیز دیگر بودن، و مفاد سلب این صفات هفتگانه، این است که خدا بالاتر و برتر از آن است که با این صفات، معرفى گردد.
بازگشت هر یک به یک صفت
بنا به نظرى مى توان همه صفات ثبوتى را به یک وصف ثبوتى و همه صفات سلبى را، به یک وصف سلبى باز گردانید; مثلاً درباره اولى مى توان  گفت هر چیزى که براى وجود مطلق کمال محسوب مى شود، خدا همه را دارا است، و اگر مى گوییم خدا دانا و توانا و زنده است، براى این است که واقیعت این اسما براى وجود مطلق، کمال محسوب مى شوند و همچنین درباره ى صفات سلبى مى توان گفت، هر چیزى براى وجود نقص و عیب شمرده مى شود، وجود خدا از آن منزه است; در این صورت خدا یک وصف ثبوتى به نام کمال مطلق، و یک وصف سلبى، به نام سلب هر نوع نقص، بیش ندارد.
حصر در جانب صفات ثبوتى و سلبى، معیار علمى ندارد و اینها مصادیق بارز در جانب صفات ثبوتى و سلبى به شمار مى روند و لذا در قرآن اسما و صفات خدا بیش از اینها است که در این دو بخش آمده است.
نظریه تکثیر در مورد صفات
اگر بنا بر تکثیر و شمردن باشد، باید گفت: صفات ثبوت ذاتى از چهار صفت تجاوز نمى کند. یعنى علم و قدرت و حیات و اختیار و دیگر صفات
مانند سمع و بصر به علم باز مى گردند، و تکلم و صدق از صفات فعل اند و غنا رمز وجوب وجود است که سرچشمه همه این صفات است.
همچنین در اصول صفات سلبى مى توان گفت که همان «جسم» و «جسمانى» (عرض) و متحیز نبودن است، و ذکر دیگر صفات سلبى به خاطر انتقاد از عقاید دیگر فرقه ها است. مثلاً نفى «حلول و اتحاد» ناظر به عقاید مسیحیان است که خدا را با عیسى متحد مى دانند و یا به عقیده برخى از صوفیان است که ذات خدا را در وجود  قطب و غیره حالّ مى دانند; همچنین  نفى «محل» ناظر به رد عقیده کرامیه است که ذات او را محل حوادث مى انگارند، و یا وصف «نامرئى» ناظر به عقاید اهل حدیث و اشاعره است که او را در روز قیامت مرئى مى دانند و شگفت این جا است که اشاعره  مرئى بودن را از صفات ثبوتى خدا و «عدلیه» نامرئى بودن را از صفات سلبى مى دانند.( [۳])
[۱] . رحمن/۷۸.
[۲] . برخى از این صفات مانند صدق و تکلم و صفات فعلند، نه از صفات ثبوتى ذات، ولى چون در میان متکلمین این هشت تا، صفات ثبوتى شمرده مى شوند، ما نیز متذکر آنها شدیم، غنا نیز مرادف با وجوب وجود است.
[۳] . منشور جاوید، ج۲، ص ۷۱ـ ۷۳.

www.tohid.ir

صفات, این, خدا, ثبوتى, سلبى, وجود, وصف, کمال, است،, دانند, دیگر, براى, ذات, صدق, غنا, توان, مقصود, عقاید, گفت, علم, جمال, مانند, جلال, ناظر, آنها, سلبى،, بیش, نیز, شمرده, مرئى, همچنین, مطلق،, عقیده, نفى, تکلم, وجوب, تکثیر, اینها, ندارد, اسما, جانب, برخى, صفت, برتر, هشت, عبارتند, نشانه, صفاتى, تقسیم, خدا،, جمال،, قدرت, سمع, مثلاً, چیزى, محسوب, باز, بنا, حالّ, متحد, سلب, شود،, است که, از صفات, صفات ثبوتى, صفات سلبى, یک وصف, مى دانند, و صفات, ثبوتى و, مى توان, مقصود از, این است, این صفات, به یک, ناظر به, است و, براى وجود, سلبى مى, است، و, از آن, وصف ثبوتى, همه صفات, سمع و, و آنها, تا است, این دو, خدا از, آنها عبارتند, عبارتند از, و صدق, قدرت و, و قدرت, علم و, که خدا, محسوب مى, دانند و, و یا, خدا را, به عقاید, وجود است, برخى از, که ذات, را از, بودن را, او را, را در, وجوب وجود, تکلم و, در این, شمرده مى, مى شود،, کمال محسوب, در جانب, جانب صفات, و تکلم, صفات مانند, دیگر صفات, سلبى به, هر چیزى, به نام, صفاتى است, صفات جمال،, صفات جلال, صفات جمال, که از, صفات است, است همچنین, همه این, سرچشمه همه, که سرچشمه, همچنین در, در اصول, که همان, گفت که, توان گفت, اصول صفات, عقاید مسیحیان, در صفات, صفات فعل, مسیحیان است, صدق از, خدا، تقسیم, تقسیم آن , فعل اند, اند و, صفات خدا،, رمز وجوب, غنا رمز, و غنا, همان «جسم», «جسم» و, فرقه ها, ها است, دیگر فرقه, عقاید دیگر, از عقاید, است مثلاً, مثلاً نفى, اتحاد» ناظر, و اتحاد», «حلول و, نفى «حلول, انتقاد از, خاطر انتقاد, «جسمانى» عرض, عرض و, گردند، و, هاى رایج, و «جسمانى», و متحیز, متحیز نبودن, به خاطر, ذکر دیگر, و ذکر, نبودن است،, رایج در, باز مى, در مورد, مورد صفات, تکثیر در, نظریه تکثیر, است نظریه, صفات اگر, اگر بنا, و شمردن, شمردن باشد،, تکثیر و, بر تکثیر, بنا بر, آمده است, بخش آمده, اسما و, صفات خدا, قرآن اسما, در قرآن, لذا در, خدا بیش, بیش از, دو بخش, که در, اینها است, از اینها, باشد، باید, باید گفت, به صفات, آن  به, و دیگر, اختیار و, و اختیار, مانند سمع, و بصر, تقسیم هاى, علم باز, به علم, بصر به, حیات و, و حیات, ذاتى از, از چهار, ثبوت ذاتى, صفات ثبوت, گفت صفات, چهار صفت, صفت تجاوز, یعنى علم, کند یعنى, نمى کند, تجاوز نمى, مى گردند،, با عیسى, صفات فعلند،, فعلند، نه, صدق و, مانند صدق, از این, نه از, ثبوتى ذات،, در میان, میان متکلمین, چون در, ولى چون, ذات، ولى, ۲ برخى, ۷۸ ۲, ثبوتى خدا, خدا و, جلال و, مرئى بودن, اشاعره  مرئى, و «عدلیه», «عدلیه» نامرئى, ۱ رحمن, رحمن ۷۸, ۳ ۱, دانند ۳, نامرئى بودن, متکلمین این, این هشت, منشور جاوید،, جاوید، ج۲،, ۳ منشور, است ۳, با وجوب, ج۲، ص, ص ۷۱ـ, tohid ir, ir , www tohid, 73 www, 71ـ ۷۳, مرادف با, نیز مرادف, مى شوند،, شوند، ما, ثبوتى شمرده, تا، صفات, هشت تا،, ما نیز, نیز متذکر, غنا نیز, شدیم، غنا, آنها شدیم،, متذکر آنها, که اشاعره , جا است, وجود  قطب, قطب و, در وجود , جمال خداوند, ذات خدا, و غیره, غیره حالّ, نفى «محل», «محل» ناظر, همچنین  نفى, دانند همچنین , حالّ مى, خداوند چیست؟, صوفیان است, از تقسیم, یکى از, متحد مى, عیسى متحد, و لذا, پاسخ یکى, یا به, از صوفیان, چیست؟ پاسخ, عقیده برخى, به عقیده, به رد, رد عقیده, اشاعره است, که او, و اشاعره, حدیث و, اهل حدیث, در روز, روز قیامت, شگفت این, این جا, و شگفت, مرئى مى, قیامت مرئى, عقاید اهل, «نامرئى» ناظر, و جمال, را محل, ذات او, کرامیه است, عقیده کرامیه, محل حوادث, حوادث مى, وصف «نامرئى», یا وصف, انگارند، و, مى انگارند،, را با, شمار مى, حالّ در, در غیر،, متحیز، حالّ, مرئى، متحیز،, عرض، مرئى،, غیر، و, و متحد, دیگر بودن،, بودن، و, چیز دیگر, با چیز, متحد با, جوهر، عرض،, و جوهر،, و مقصود, سلبى خدا, ۲ و, صدق ۲, صفات جلال،, خدا هفت, هفت تا, جسم و, از جسم, پیراستگى از, از پیراستگى, و مفاد, مفاد سلب, گردد بازگشت, بازگشت هر, معرفى گردد, صفات، معرفى, این صفات،, هر یک, یک به, بنا به, به نظرى, صفت بنا, یک صفت, مانند عالم،, با این, که با, هفتگانه، این, قادر، حى, صفات هفتگانه،, حى و, سلب این, خدا بالاتر, بالاتر و, آن است, عالم، قادر،, برتر از, و برتر, غنا و, تکلم، غنا, دو اصطلاح, اصطلاح از, در حقیقت, شاید این, و شاید, از آیه, آیه مبارکه, رَبِّکَ ذِى, ذِى الجَلالِ, اسْمُ رَبِّکَ, تَبارَکَ اسْمُ, مبارکه تَبارَکَ, حقیقت صفات, کاستى است, جلال نشانه, نشانه برتر, نشانه کمال, کمال و, زیبایى است،, برتر بودن, بودن خدا, به کاستى, اتصاف به, از اتصاف, جمال، نشانه, الجَلالِ وََالإِکْرَامِ, وََالإِکْرَامِ ۱, ذات از, تنزیه ذات, از علم, از نقایص, نقایص گزارش, از تنزیه, و حیات،, بصر، تکلم،, و بصر،, جلال، صفاتى, حیات، سمع, گزارش مى, مى دهد, است مشهور, مشهور این, شده است, گرفته شده, ۱ گرفته, دهد در, که صفات, هشت تا, خدا، هشت, ثبوتى خدا،, جمال ثبوتى, نظرى مى, کنند، مانند, است در, است مقصود, منزه است, آن منزه, وجود خدا, این صورت, صورت خدا, نام کمال, کمال مطلق،, جلال است, ثبوتى به, خدا یک, شود، وجود, عیب شمرده, ى صفات, جمال، صفاتى, درباره ى, همچنین درباره, و همچنین, توان گفت،, گفت، هر, و عیب, نقص و, وجود نقص, چیزى براى, مطلق، و, و یک, ندارد و, و اینها, علمى ندارد, معیار علمى, سلبى، معیار, اینها مصادیق, مصادیق بارز, و زیبایى, مى روند, به شمار, و سلبى, بارز در, و سلبى،, جمال و, سلب هر, هر نوع, نام سلب, سلبى، به, وصف سلبى،, نوع نقص،, نقص، بیش, و جلال, حصر در, ندارد حصر, بیش ندارد, شوند و, مى شوند, درباره اولى, اولى مى, مثلاً درباره, گردانید مثلاً, باز گردانید, مى توان , توان  گفت, که براى, کمالات موجود, چیزى که, موجود در, گفت هر, سلبى باز, وصف سلبى, ثبوتى را, را به, حکایت مى, مى کنند،, توان همه, ذات حکایت, مرحله ذات, را، به, سلبى را،, و همه, در مرحله, وجود مطلق, مطلق کمال, است، براى, براى این, زنده است،, و زنده, توانا و, که واقیعت, واقیعت این, مطلق، کمال, وجود مطلق،, اسما براى, این اسما, و توانا, دانا و, همه را, را دارا, خدا همه, شود، خدا, از کمالات, دارا است،, و اگر, خدا دانا, گوییم خدا, مى گوییم, اگر مى, روند و, صفات سلبى مى, این است که, مقصود از صفات, کمال محسوب مى, و قدرت و, علم و قدرت, سلبى مى توان, یک وصف ثبوتى, صفاتى است که, است که از, آنها عبارتند از, و آنها عبارتند, و تکلم و, از صفات ثبوتى, را از صفات, وجوب وجود است, تا است و, است و آنها, است که ذات, بودن را از, به یک وصف, ناظر به عقاید, در جانب صفات, است که خدا, صفات ثبوتى و, مى دانند و, جانب صفات ثبوتى, و غنا رمز, عقاید دیگر فرقه, فرقه ها است, از عقاید دیگر, غنا رمز وجوب, رمز وجوب وجود, دیگر فرقه ها, ها است مثلاً, وجود است که, که سرچشمه همه, است که سرچشمه, فعل اند و, مى گردند، و, گردند، و تکلم, باز مى گردند،, علم باز مى, به علم باز, تکلم و صدق, و صدق از, اند و غنا, صفات فعل اند, از صفات فعل, صدق از صفات, است مثلاً نفى, همه این صفات, و «جسمانى» عرض, «جسمانى» عرض و, «جسم» و «جسمانى», همان «جسم» و, گفت که همان, که همان «جسم», دیگر صفات سلبى, ذکر دیگر صفات, نبودن است، و, است، و ذکر, متحیز نبودن است،, و متحیز نبودن, عرض و متحیز, توان گفت که, مى توان گفت, به خاطر انتقاد, سلبى به خاطر, این صفات است, خاطر انتقاد از, و ذکر دیگر, انتقاد از عقاید, صفات است همچنین, است همچنین در, در اصول صفات, اصول صفات سلبى, بصر به علم, صفات سلبى به, همچنین در اصول, سرچشمه همه این, و دیگر صفات, و صفات خدا, صفات خدا بیش, خدا بیش از, اسما و صفات, قرآن اسما و, لذا در قرآن, در قرآن اسما, بیش از اینها, از اینها است, این دو بخش, دو بخش آمده, بخش آمده است, در این دو, که در این, اینها است که, است که در, و لذا در, روند و لذا, علمى ندارد و, ندارد و اینها, و اینها مصادیق, معیار علمى ندارد, سلبى، معیار علمى, ثبوتى و سلبى،, و سلبى، معیار, اینها مصادیق بارز, مصادیق بارز در, به شمار مى, شمار مى روند, مى روند و, سلبى به شمار, و سلبى به, بارز در جانب, ثبوتى و سلبى, آمده است نظریه, است نظریه تکثیر, کند یعنى علم, یعنى علم و, قدرت و حیات, نمى کند یعنى, تجاوز نمى کند, چهار صفت تجاوز, صفت تجاوز نمى, و حیات و, حیات و اختیار, صفات مانند سمع, مانند سمع و, سمع و بصر, دیگر صفات مانند, مثلاً نفى «حلول, و اختیار و, اختیار و دیگر, از چهار صفت, ذاتى از چهار, صفات اگر بنا, اگر بنا بر, بنا بر تکثیر, مورد صفات اگر, در مورد صفات, نظریه تکثیر در, تکثیر در مورد, بر تکثیر و, تکثیر و شمردن, گفت صفات ثبوت, صفات ثبوت ذاتى, ثبوت ذاتى از, باید گفت صفات, باشد، باید گفت, و شمردن باشد،, شمردن باشد، باید, و بصر به, که خدا را, برخى از این, از این صفات, این صفات مانند, ۲ برخى از, ۷۸ ۲ برخى, ۱ رحمن ۷۸, رحمن ۷۸ ۲, صفات مانند صدق, مانند صدق و, فعلند، نه از, نه از صفات, صفات ثبوتى ذات،, صفات فعلند، نه, و صفات فعلند،, صدق و تکلم, تکلم و صفات, ۳ ۱ رحمن, دانند ۳ ۱, اشاعره  مرئى بودن, مرئى بودن را, صفات ثبوتى خدا, که اشاعره  مرئى, است که اشاعره , این جا است, جا است که, ثبوتى خدا و, خدا و «عدلیه», سلبى مى دانند, مى دانند ۳, از صفات سلبى, نامرئى بودن را, و «عدلیه» نامرئى, «عدلیه» نامرئى بودن, ثبوتى ذات، ولى, ذات، ولى چون, با وجوب وجود, وجود است ۳, است ۳ منشور, مرادف با وجوب, نیز مرادف با, شدیم، غنا نیز, غنا نیز مرادف, ۳ منشور جاوید،, منشور جاوید، ج۲،, ۷۳ www tohid, www tohid ir, 71ـ ۷۳ www, ص ۷۱ـ ۷۳, جاوید، ج۲، ص, ج۲، ص ۷۱ـ, آنها شدیم، غنا, متذکر آنها شدیم،, متکلمین این هشت, این هشت تا،, هشت تا، صفات, میان متکلمین این, در میان متکلمین, ولى چون در, چون در میان, تا، صفات ثبوتى, صفات ثبوتى شمرده, ما نیز متذکر, نیز متذکر آنها, شوند، ما نیز, مى شوند، ما, ثبوتى شمرده مى, شمرده مى شوند،, شگفت این جا, و شگفت این, خدا را در, را در وجود , در وجود  قطب, ذات خدا را, که ذات خدا, از صوفیان است, صوفیان است که, وجود  قطب و, قطب و غیره, دانند همچنین  نفى, همچنین  نفى «محل», مى دانند همچنین , حالّ مى دانند, و غیره حالّ, غیره حالّ مى, برخى از صوفیان, عقیده برخى از, عقاید مسیحیان است, مسیحیان است که, خدا را با, به عقاید مسیحیان, اتحاد» ناظر به, «حلول و اتحاد», و اتحاد» ناظر, را با عیسى, با عیسى متحد, یا به عقیده, به عقیده برخى, و یا به, دانند و یا, عیسى متحد مى, متحد مى دانند, نفى «محل» ناظر, «محل» ناظر به, و اشاعره است, اشاعره است که, است که او, حدیث و اشاعره, اهل حدیث و, به عقاید اهل, عقاید اهل حدیث, که او را, او را در, مرئى مى دانند, دانند و شگفت, قیامت مرئى مى, روز قیامت مرئى, را در روز, در روز قیامت, «نامرئى» ناظر به, وصف «نامرئى» ناظر, کرامیه است که, که ذات او, ذات او را, عقیده کرامیه است, رد عقیده کرامیه, ناظر به رد, به رد عقیده, او را محل, را محل حوادث, و یا وصف, یا وصف «نامرئى», انگارند، و یا, مى انگارند، و, محل حوادث مى, حوادث مى انگارند،, نفى «حلول و, به نام سلب, ۱ گرفته شده, گرفته شده است, شده است مشهور, وََالإِکْرَامِ ۱ گرفته, الجَلالِ وََالإِکْرَامِ ۱, رَبِّکَ ذِى الجَلالِ, ذِى الجَلالِ وََالإِکْرَامِ, است مشهور این, مشهور این است, ثبوتى خدا، هشت, خدا، هشت تا, هشت تا است, جمال ثبوتى خدا،, صفات جمال ثبوتى, است که صفات, که صفات جمال, اسْمُ رَبِّکَ ذِى, تَبارَکَ اسْمُ رَبِّکَ, به کاستى است, کاستى است و, است و شاید, اتصاف به کاستى, از اتصاف به, بودن خدا از, خدا از اتصاف, و شاید این, شاید این دو, آیه مبارکه تَبارَکَ, مبارکه تَبارَکَ اسْمُ, از آیه مبارکه, اصطلاح از آیه, این دو اصطلاح, دو اصطلاح از, عبارتند از علم, از علم و, و جوهر، عرض،, جوهر، عرض، مرئى،, عرض، مرئى، متحیز،, جسم و جوهر،, از جسم و, از پیراستگى از, پیراستگى از جسم, مرئى، متحیز، حالّ, متحیز، حالّ در, متحد با چیز, با چیز دیگر, و متحد با, غیر، و متحد, حالّ در غیر،, در غیر، و, عبارتند از پیراستگى, هفت تا است, و بصر، تکلم،, بصر، تکلم، غنا, تکلم، غنا و, سمع و بصر،, حیات، سمع و, قدرت و حیات،, و حیات، سمع, غنا و صدق, و صدق ۲, سلبى خدا هفت, خدا هفت تا, صفات سلبى خدا, و صفات سلبى, صدق ۲ و, ۲ و صفات, برتر بودن خدا, نشانه برتر بودن, و جلال است, جلال است مقصود, است مقصود از, جمال و جلال, صفات جمال و, آن  به صفات, به صفات جمال, از صفات جمال،, صفات جمال، صفاتى, موجود در مرحله, در مرحله ذات, کمالات موجود در, از کمالات موجود, جمال، صفاتى است, که از کمالات, تقسیم آن  به, خدا، تقسیم آن , جمال خداوند چیست؟, خداوند چیست؟ پاسخ, چیست؟ پاسخ یکى, و جمال خداوند, جلال و جمال, از صفات جلال, صفات جلال و, پاسخ یکى از, یکى از تقسیم, در صفات خدا،, صفات خدا، تقسیم, رایج در صفات, هاى رایج در, از تقسیم هاى, تقسیم هاى رایج, مرحله ذات حکایت, ذات حکایت مى, حقیقت صفات جمال،, صفات جمال، نشانه, جمال، نشانه کمال, در حقیقت صفات, دهد در حقیقت, گزارش مى دهد, مى دهد در, نشانه کمال و, کمال و زیبایى, صفات جلال نشانه, جلال نشانه برتر, و صفات جلال, است، و صفات, و زیبایى است،, زیبایى است، و, نقایص گزارش مى, از نقایص گزارش, عالم، قادر، حى, قادر، حى و, حى و مقصود, مانند عالم، قادر،, کنند، مانند عالم،, حکایت مى کنند،, مى کنند، مانند, و مقصود از, از صفات جلال،, تنزیه ذات از, ذات از نقایص, از تنزیه ذات, که از تنزیه, صفات جلال، صفاتى, جلال، صفاتى است, چیز دیگر بودن،, دیگر بودن، و, مى شوند و, شوند و همچنین, و همچنین درباره, محسوب مى شوند, مطلق، کمال محسوب, براى وجود مطلق،, وجود مطلق، کمال, همچنین درباره ى, درباره ى صفات, هر چیزى براى, چیزى براى وجود, براى وجود نقص, گفت، هر چیزى, توان گفت، هر, ى صفات سلبى, مى توان گفت،, اسما براى وجود, این اسما براى, خدا دانا و, دانا و توانا, و توانا و, گوییم خدا دانا, مى گوییم خدا, و اگر مى, اگر مى گوییم, توانا و زنده, و زنده است،, که واقیعت این, واقیعت این اسما, است که واقیعت, براى این است, زنده است، براى, است، براى این, وجود نقص و, نقص و عیب, و یک وصف, یک وصف سلبى،, وصف سلبى، به, مطلق، و یک, کمال مطلق، و, به نام کمال, نام کمال مطلق،, سلبى، به نام, نام سلب هر, بیش ندارد حصر, ندارد حصر در, نقص، بیش ندارد, نوع نقص، بیش, سلب هر نوع, هر نوع نقص،, ثبوتى به نام, وصف ثبوتى به, شود، وجود خدا, وجود خدا از, خدا از آن, مى شود، وجود, شمرده مى شود،, و عیب شمرده, عیب شمرده مى, از آن منزه, آن منزه است, صورت خدا یک, خدا یک وصف, این صورت خدا, در این صورت, منزه است در, است در این, است، و اگر, دارا است، و, بازگشت هر یک, هر یک به, یک به یک, گردد بازگشت هر, معرفى گردد بازگشت, این صفات، معرفى, صفات، معرفى گردد, به یک صفت, یک صفت بنا, مى توان همه, توان همه صفات, نظرى مى توان, به نظرى مى, صفت بنا به, بنا به نظرى, با این صفات،, که با این, این صفات هفتگانه،, صفات هفتگانه، این, هفتگانه، این است, سلب این صفات, مفاد سلب این, بودن، و مفاد, و مفاد سلب, که خدا بالاتر, خدا بالاتر و, آن است که, است که با, از آن است, برتر از آن, بالاتر و برتر, و برتر از, همه صفات ثبوتى, صفات ثبوتى را, چیزى که براى, که براى وجود, براى وجود مطلق, هر چیزى که, گفت هر چیزى, مى توان  گفت, توان  گفت هر, وجود مطلق کمال, مطلق کمال محسوب, همه را دارا, را دارا است،, خدا همه را, شود، خدا همه, محسوب مى شود،, مى شود، خدا, اولى مى توان , درباره اولى مى, و همه صفات, همه صفات سلبى, صفات سلبى را،, ثبوتى و همه, وصف ثبوتى و, ثبوتى را به, را به یک, سلبى را، به, را، به یک, گردانید مثلاً درباره, مثلاً درباره اولى, باز گردانید مثلاً, سلبى باز گردانید, یک وصف سلبى, وصف سلبى باز, حصر در جانب
+1
0
  

نمايه ها: > > > > >